کافه و کافه نشینی قسمت دوم؛ صادق هدایت، آغازگر جریان سازی کافه‌های ادبی

کافه و کافه نشینی قسمت دوم؛ صادق هدایت، آغازگر جریان سازی کافه‌های ادبی

کافه نشینی

کافه نشینی یعنی تشریک زندگی با دیگران. می‌توانی به مکالمات دیگران گوش دهی بی‌آنکه حضوری ناخوشایند داشته باشی. می‌توانی شاهد محض دیگران باشی. شاهد عشق‌ها، هیجانات، جدل‌ها، اشک‌ها، انتظارها و سرخوشی‌ها. در این مکان همه‌چیز مشترک است. قهوه‌ی فرانسه سفارش می‌دهی، بدون شیر، بدون شکر، با یک لیوان آب. میز کناری‌ات همان را سفارش می‌دهد. این می‌تواند کلید ارتباط باشد. با موسیقی کافه همراهی می‌کنی، یک نفر دیگر هم همراهی می‌کند و راهی که به سوی ارتباط گشوده می‌شود…

تاریخچه کافه و کافه نشینی در ایران (2)

پس از دوره‌ی صفوی و کم کم با اشغال غیرمستقیم ایران توسط غربی ها، قهوه خانه ها دچار تغییرات اساسی شد. غربی ها شکل و شمایل قهوه خانه های ایرانی را به غرب هدیه بردند و بعد به قهوه خانه های ایران شکل و شمایل جدید ترکی/ عربی دادند. انگلیسی ها با وارد کردن چای، ایرانیان قهوه خور را چای خور کردند و کم کم قهوه خانه تبدیل شد به محلی که در آن با چای، قلیان، دیزی و غذاهای ساده از مشتریان پذیرایی می شد. می توان گفت از آن نقش اثرگذار فرهنگی و هنری دیگر اثر چندانی برجای نمانده بود. پس از این تهی شدگی با وقفه ای زمانی از حدود 1320 به بعد دوباره کافه و کافه نشینی با کارکردهای فرهنگی هنری و اجتماعی رواج یافت. در این سال‌ها تعداد کافه‌ها بسیار محدود بود و عمدتا در شهرهای تهران و سپس تبریز و رشت بودند.

برخلاف امروز که کافه‌های مدرن عموما در خیابان‌ها و مناطق بالای شهر تهران دایر شده‌اند، کافه‌های ادبی و روشنفکری ایران در سال‌های دهه‌های بیست، سی و چهل، بیشتر در مرکز شهر تهران و حوالی خیابان‌های نادری، استانبول و لاله زار مستقر بود. بعد از کودتای ۲۸ مرداد و بسته شدن فضای سیاسی کشور و حاکمیت استبداد، کافه‌های روشنفکری و معروف مثل کافه نادری، کافه فیروز، کافه نوشین، کافه کریستال،کافه مرمر و کافه فردوسی، به تنها مکان‌ها و محفل‌های روشنفکران ایرانی تبدیل شدند.

کافه نشینی

حتما مطالعه کنید : کافه و کافه‌نشینی (1) 

در این سال‌ها چهره‌های سرشناس ادبی و روشنفکری ایران مثل نیما یوشیج، صادق هدایت، احمد شاملو، فروغ فرخزاد، صادق چوبک، سیمین دانشور، جلال آل احمد، یدالله رویایی، نادر نادرپور، نصرت رحمانی، رضا براهنی، محمدعلی سپانلو و بسیاری دیگر در این کافه‌ها و به خصوص کافه نادری دور هم جمع شده و در مورد مسائل مختلف ادبی، هنری و سیاسی با هم بحث می‌کردند و البته آثار به یاد ماندنی نیز در همان جا خلق می‌کردند. جالب این است که هرکس در آن کافه جای مخصوصی برای خود داشت که حتی در نبودش هم خالی می‌ماند. در واقع سنت کافه‌نشینی روشنفکران ایرانی متاثر از سنت دیرپای کافه‌نشینی روشنفکران اروپایی به ویژه روشنفکران فرانسوی از قبیل ژان پل سارتر، آلبرکامو و سیمون دوبوار بود.

البته نسبت به بقیه‌ی شخصیت‌های مهم،کافه نشینی در ایران بیشتر از همه با نام صادق هدایت گره خورده است. در واقع می‌توان گفت جریان سازی ادبی کافه‌ها از زمان هدایت شروع شد.

کافه نشینی

به گفته‌ی جهانگیر هدایت ( برادرزاده‌ی هدایت)، صادق هدایت به همراه مسعود فرزاد ، مجتبی مینوی و بزرگ علوی ، گروهی را به نام گروه ربعه تشکیل داده بودند که عصرها پس از فراغت از کار در یکی از کافه های معروف تهران گرد هم می‌آمدند . پیش از هدایت، جریان جدی کافه‌نشینی روشنفکرانه نبود .جهانگیر هدایت از کافه های نادری ، رُز نوآر، فردوسی ،کنتینانتال و پرنده‌ی آبی به عنوان پاتوق‌های صادق هدایت نام می برد. به گفته‌ی او، جمع‌شدن هدایت و دوستان نویسنده‌اش در این کافه‌ها ، صرفاً محدود به دیدارهای دوستانه نبود بلکه این دیدارها و نشست ها، بخشی از کار آنها محسوب می‌شد. جهانگیر هدایت ، به عنوان مثال به کتاب «وغ‌وغ ساهاب» هدایت اشاره می‌کند که به گفته‌ی او در این نشست‌ها بین هدایت و مسعود فرزاد شکل گرفت . در این کافه‌ها بود که این کتاب خوانده شد ، تصحیح شد ، کم و زیاد شد و مورد اظهار نظر دیگران نیز قرار گرفت . در موارد بسیاری دیگر هم این کار انجام ‌شد . تقریباً‌ آنان در نشست‌هایی که داشتند، نوعی تقسیم کار می‌کردند…


توصیه می‌کنیم سایر بخش های این مقاله را نیز مطالعه فرمایید!

امید غفوری
امید غفوری
کارشناس مترجمی زبان انگلیسی است و از سال 92 در زمینه های مختلف زبان از جمله ترجمه و تدریس فعالیت داشته است. وی سابقه فعالیت در چند سایت مختلف را به عنوان نویسنده و مترجم دارد و از سال 95 به تیم قهوه ایلیا پیوسته است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *