کافه و کافه نشینی قسمت سوم؛ از کافه تا کافی‌شاپ

کافی‌شاپ

از کافه تا کافی‌شاپ چه مسیرهایی طی شده و چه تفاوتی بین این دو وجود دارد؟ کافه برش‌هایی از زندگی دیگران را برای ما به نمایش می‌گذارد. پیرمردی در پیاده روی مقابل کافه روی صندلی نشسته است و مشتاقانه به تمام رهگذران سلام می‌کند.اما این کدام زندگی است؟ واقعی است یا داستانی؟ کافه، ذهن خیالبافِ زندگی شهری است، مکانی برای بیهودگی، برای دروغین بودن، راستین بودن، برای گوش بودن، برای چشم بودن، مکانی برای حدس و گمان، برای کشف ماجراهای مرموز، برای تماشای شخصیت‌ها و نه اشخاص، مکانی برای زیستن در داستان شهر…

تاریخچه کافه و کافه نشینی (3)

کافی‌شاپ

پس از دوران صادق هدایت و بقیه شخصیت‌های مهم آن زمان، کم کم نوبت به سال‌های انقلاب می‌رسد. اشکال کافه نشینی در آستانه‌ی انقلاب گوناکون است. یک نوع کافه نشینی اشرافی داشتیم در مناطق بالای شهر که بیشتر جایگاه طرح مباحث روشنفکرانه‌ی تقلید شده از غرب بود. جایی که در آن به بحث درباره‌ی نمونه‌های هنری و ادبی وارد شده از غرب به ایران می‌پرداختند. در گونه‌ی دموکراتیک‌تر شامل مکان‌هایی مثل لاله‌زار، گفتگو اغلب درباره‌ی مسائل ادبی، سیاسی و فلسفی راه بوده است. تا سال‌های پیش از انقلاب، کافه نشینی رابطه‌ی مشخصی با هنرمند/ روشنفکر برقرار می‌کرد که هنوز هم تصویرش کلیشه‌ی غالب شده بر ذهن بسیاری از ماست. میزهای شلوغ از دورهمی‌های فرهنگی-سیاسی که به چاشنی شعر و داستان و بحث درباره‌ی فیلم، مجسمه‌سازی و موسیقی آراسته می‌شود. هنرمند در کافه در ذهن بسیاری از ما صادق هدایت، بهمن محصص، فروغ و… است. در ادبیات تولید شده در این زمینه نوشته‌هایی که با شور و شوق به ارزیابی کافه‌های تهران و جمع‌های روشنفکری-هنری دهه‌های 30 و 40 پرداخته‌اند بسیارند؛ اما کمتر نوشته‌ای به چیستی اتفاق‌هایی می‌پردازد که برای هنرمند معاصر در کافه‌های شهر رخ می‌دهد.

از کافه تا کافی‌شاپ

کافی‌شاپ

دکتر نعمت الله فاضلی کتابی دارند با عنوان ” کافی‌شاپ و زندگی شهری ” که به چیستی نقش کافی‌شاپ ها در زندگی شهری می‌پردازد. در این متن اما ” کافه ” با ” کافی‌شاپ ” متفاوت است. شاید بتوان گفت که کافه نسبت به کافی‌شاپ محیطی است دنج‌تر، پیوند خورده‌تر با فرهنگ خواص و مصارف روشن فکری و به همین علت، حاشیه‌ای‌تر. در واقع کافی‌شاپ شکل مدرن و امروزی کافه‌‌های نوستالژیک دهه‌های 30 و 40 می‌باشد که البته امروز نیز کم و بیش وجود دارند.

پس از دوران جنگ تحمیلی و به خصوص از سال‌های دهه‌ی 1380 به بعد کافه‌ها عمدتا به شکل کافی‌شاپ‌های مدرن تاسیس شده‌اند و اکثرا در برگیرنده نسل جوانی هستند که امروز بیشترین جمعیت ما را تشکیل می‌دهند. به علاوه، این کافه‌ها در سراسر کشور پراکنده هستند و تعداد آنها بسیار بیشتر از گذشته است.

معرفی کافه نادری؛ مشهورترین کافه ایرانی

کافی‌شاپ

زمانی که صحبت از کافه‌های قدیمی تهران به میان می‌آید، کمتر کسی است که نامی از کافه نادری نبرد. کافه و هتلی قدیمی که سال‌های متمادی پاتوق شاعران و نویسندگان مشهور بوده است. این کافه‌ی نوستالژیک در سال ۱۳۸۲ به شماره ۱۰۴۴۶ به ثبت آثار ملی رسیده است.

تاریخ تاسیس این کافه‌ی قدیمی به سال ۱۳۰۶ و توسط یک مهاجر ارمنی به نام خاچیک مادیکیانس باز می‌گردد. نام این کافه هم به دلیل قرارگیری آن در خیابانی به همین نام یعنی نادری  انتخاب شده است. این مهاجر برای اولین بار در تهران شیرینی پزی را آغاز کرد و سپس با راه‌اندازی رستوران، غذاهای فرنگی مانند بیف استراگانف، بیفتک ، شاتو بریان  و نوشیدنی‌هایی مانند قهوه ترک، فرانسه و حتی کافه گلاسه را وارد منوی کافه و رستوران‌های ایرانی کرد. وی پس از راه اندازی کافه و رستوران، هتلی را هم به همین نام بالای قنادی ساخت که پس از گراند هتل دومین هتل در تهران بود. ساختمان‌های هتل و کافه در سال ۱۳۰۷ و با الگو برداری از ساختمان‌های غربی خصوصا آلمان ساخته شدند.  این مجموعه در ابتدا هتل-رستوران نادری نام داشت اما به دلیل ویژگی‌های خاص کافه‌ی آن، بیشتر به کافه نادری معروف شد.

شاید بتوان گفت که کافه نادری به گونه‌ای زادگاه ادبیات مدرن است، کافه نادری دارای سقف بلندیست و کاغذ دیواری‌های قدیمی و چراغ‌های دیواری که قدیم با بند روشن خاموش می‌شد و صندلی‌های چوبی لهستانیش نشان از قدمت این مکان تاریخی به یاد ماندنی دارد، علاوه بر اینها حیاطی که خیلی بزرگ و پردرخت بوده و گفته می‌شود در آن زمان در این حیاط، رستوران تابستانی بر پا بوده و یک سِن قدیمی که خواننده‌های مطرح آن زمان روی آن برنامه‌های خود را اجرا می‌کردند.

کافی‌شاپ

به دلایل نامعلومی کافه نادری در دهه‌ی ۵۰ طعمه‌ی حریق شد اما این به منزله‌ی پایان کار این کافه نبود بلکه به دلیل جایگاهی که در آن زمان پیدا کرده بود، مجددا به شکلی مدرن بازسازی شد.

این کافه‌ی قدیمی با گذشت ۵۰ سال هنوز پابرجاست و با اینکه نسبت به کافه‌های دیگر فضایی بسیار ساده دارد اما کماکان طرفداران پر و پاقرص خود را دارد که اغلب یا افرادی هستند که از نشستن روی صندلی‌های قدیمی و بودن در فضای نوستالژیک این کافه که زمانی پاتوق چهره‌های ادبی بی‌نظیری بوده است، لذت می‌برند یا خودشان از شاعران و نویسندگان معاصر و طرفداران ادبیات مدرن هستند.

حتما مطالعه کنید : کافه و کافه نشینی (1)

امروز قنادی که زیر هتل قرار دارد، تعطیل است و در کنار آن در باریکی وجود دارد که به کافه راه دارد، کافه دارای دو سالن است که مجموعا ظرفیتی معادل ۱۴۰ نفر دارند، سالن اول که در مرکز مجموعه قرار دارد به عنوان رستوران استفاده می‌شود و سالن بعدی مخصوص کافه است. حیاط بزرگی مملو از درختان بلند هم در اینجا وجود دارد که گویی زمانی رستوران تابستانی بوده و جشن‌هایی در آن بر پا می‌شده است که البته حدود سه دهه است که فعالیتی ندارد. این کافه این روزها توسط نوه‌های خاچیک مادیکیانس اداره می‌شود و تمامی پیشخدمت‌های آن را هم مردان ۴۰ تا ۵۰ ساله تشکیل می‌دهند. همچنین ظروفی که در آن استفاده می‌شوند و تمامی میز و صندلی‌هایش همگی همان رنگ و بوی سالهای دور را دارند.


با قهوه ایلیا همراه باشید…

امید غفوری
امید غفوری
کارشناس مترجمی زبان انگلیسی است و از سال 92 در زمینه های مختلف زبان از جمله ترجمه و تدریس فعالیت داشته است. وی سابقه فعالیت در چند سایت مختلف را به عنوان نویسنده و مترجم دارد و از سال 95 به تیم قهوه ایلیا پیوسته است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *